گلچین
گلچينی از گل ها 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
طراح قالب

لات هم لاتهای قدیم!

 

آزادی اندیشه با لنگه کفش نمیشه!

 

 

 

 

نمی دانم چقدر از وقایع دانشگاه امیر کبیر خبر دارید..اما آنچه که به اسم اعتراض به رئیس جمهور در این دانشگاه روی داد زنگ خطر  آغاز دورانی است که هیچ یک از ما از ان دوران خاطره خوشی نداریم...

چندی پیش وقتی مصا حبه اقای حجاریان را خواندم که می گفت هنوز هم به استراتژی -فشار از پایین و چانه زنی از بالا- معتقد است منتظر چنین حوادثی و حتی بد تر از این بودم..

ظاهرا بازی دوباره شروع شد و لیگ برتر سیاست دارد به جای  حساسش نزدیک می شود به قول میردامادی دوران ماه عسل دولت تمام می شود و لابد باید دوباره به جان هم بیافتیم و سلطان و ژنرالهای سیاست باهم چانه زنی کنند و تاریخ مصرف دانشجوهای پر شور هم که گذشت به آنها می گویند بروید کار تئوریک کنید..

اما چرخ گردون عجب حکایت ها دارد..

کسانی  مدعی گفتمان بوده اند اهل کوفتمان شده اند..

کسانی که دم از مدنیت می زدند با لنگه کفش جلسه بر هم می زنند..

روزنامه ها وسایتهای ضد خشونت توجیه گر خشونت شده اند..

وصد البته بزرگان قوم نیز اهل فشار و فشار پروری..

خدا کند این بار نسل جدید یک بازخوانی از گذشته ای نه چندان دور داشته باشد..

خدا کند حنجره اش را برای کسانی پاره کند که فردا در  میدان خطر  تنهایشان نگذارد..

خدا کند یاد بگیرند که حتی می شود در جلسه ای اعتراض کرد اما  عکس اتش نزد و لنگه کفش در نیاورد..

یاد جلسه سخنرانی اقای خاتمی در دانشگاه تهران افتادم که چگونه سمپاتها یک منتقد را که در نوبت خود سوال شفاهی پرسید هو می کردند...

لات هم لاتهای قدیم!

باز هم دم وبلاگ نویسها گرم که علی رغم خط و خطوط متفاوت به هم لینک می دهندو مودبانه کامنت می گذارند و سانسور نمی کنند..

ای کاش سیاستمداران و دانشجویان هوادار انها از وبلاگ نویسها یاد بگیرند که چگونه می شود هم دیگر را تحمل کرد

[ پنجشنبه سی ام آذر 1385 ] [ 9:34 ] [ مجيد پناهی (غريب) ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

* وبلاگ گلچین *
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد ؟
چه کسی با دشمن بستیزد ؟
چه کسی
پنجه در پنجه هر دشمن دون
آویزد
دشت ها نام تو را می گویند
کوه ها شعر مرا می خوانند
کوه باید شد و ماند
رود باید شد و رفت
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟
در تو این قصه ی پرهیز که چه ؟
در من این شعله ی عصیان نیاز
در تو دمسردی پاییز که چه ؟
حرف را باید زد
درد را باید گفت
من چه می گویم ، آه
با تو کنون چه فراموشی ها
با من کنون چه نشست ها ، خاموشی است
تو مپندار که خاموشی من
هست برهان فراموشی من
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمی خیزند
و چه خواهد شد آن
شعرازحمیدمصدق

درج لینک ها به معنی تایید همه آنها نمی باشد و صرفا یک امر اطلاع رسانی می باشد .

در کوی نیک نامان ما را گذر نباشد
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را


سامانه دریافت پیامک:
2613-149-0935


***
جهت استفاده بهتراز مطالب وبلاگ به آرشیو هم سری بزنید!

***
ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

***
WWW.MAJID14.IR
حمایت میکنیم
امکانات وب